برنابرنا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

کودک من

خاله جون سالم بمون

سلام مامانی! امروز خیلی نگرانم، نگران تو، نگران دختر خاله ات،چرا نمیشه بی دردسر و در سلامت کامل همه شما نی نی ها دنیا بیاین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟     خاله جونی امروز زنگ زد و گفت که براش اتفاق بدی افتاده، خاله جونی تو ماه هشتم بارداریشه و متاسفانه بی دلیل کیسه آبش در حال خشک شدنه ، دکتر گفته باید استراحت کنه و تحرک نداشته باشه، آب معدنی زیاد مصرف کنه و در کل استراحت مطلق باشه، برای جمعه مامان ناهید میره پیشش تا این دو ماه مراقبش باشه، آخه خاله جونی تهران زندگی می کنه و دختر خاله ات هستی هم الان کلاس دومه، تو این دوماه مامان ناهید باید هستی رو مدرسه و کلاس ببره تا خاله استراحت کنه، طفلک بابای هستی جون نمیتونه خیلی به خاله کمک کن...
10 ارديبهشت 1393

صبر، صبر، صبر،...

سلام مامانی ! بابایی عصر اومد دنبالم و منو رسوند پیش دکتر، خانم دکتر فرمودند باید 10 روز دیگه دوباره برم سونو گرافی، گفت هنوز برای تشکیل آمبریو وقت هست و من هنوز گیجم، دلم بیشتر شور افتاد و نگران شدم.برام شیاف پروژسترون نوشت و گفت اگر لک بینی یا خونریزی داشتم زودتر برم سونو، من هم دلم اومد سر حلقم، لبخند هم میزد و انگاری هیچ چی نشده، بعد که ضربان قلبم بالا رفت و نفسم گرفت ، شروع کرد به توضیح کاملتر که البته تو نت خونده بودم قبلا، مجابم کرد باید آروم باشم و استرس برام خوب نیست، گفتم چشم اما نفهمیدم چی گفتم، مگه میشه 10 روز تو انتظار بودن یا نبودنت باشم و بعد آروم باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بابایی بنده خدا مونده هاج و واج، این هست و نیست ه...
9 ارديبهشت 1393

هفته پنجم

هشت روز گذشت، حال و هوام هر روز عوض میشه، از قدیم ندیمها تهوع نشانه اصلی بارداری بود که من ندارم، البته معده ام میسوزه و کمکی نشانه تهوع دارم اما فقط در حد نشانه است و به عمل نرسیده. امروز کتاب خرمگس رو تموم کردم ، جالبترین کتابی بود که تو این چند ماه خونده بودم، البته خیلی تاثیرگذار هم بود، داستان مبارزی که فرزند نامشروع یک اسقف کاتولیک بوده و بعد از فهمیدن این داستان زندگیش متحول شده، البته روند اصلی داستان در مورد مبارزات این فرد برای آزادی ایتالیا بوده و در همین راه .... بقیه داستان رو خودت بخون، تو کتابخونه میتونی پیداش کنی. امشب میخوایم بریم ختنه سورون سام کوچولو، سام نوه خاله مادرشوهرمه و تو این چند ماهه اول زندگی بیماری سخ...
6 ارديبهشت 1393

سلام کوچولوی من

سلام کوچولوی من!   هفته دوم                                                      هفته سوم هفته چهارم امروز سومین روزیه که فهمیدم مادر شدم، تو هنوز خیلی کوچولویی و حتی سنت به یک ماه هم نمی رسه، اما من خیلی خیلی خوشحالم، احساسم قابل وصف نیست ، کوچولوی من، دوست دارم، به زندگی من خوش اومدی. دو روزه که خوندن یک کتاب جدید رو شروع کردم، کتاب خرمگس اثر اتل لیلیان وینیچ، داستانش مربوط به انقلاب ایتالیاست، کتاب فوق العادیه و امیدوارم یه روزی تو هم این کتاب رو بخونی. برات یه خرس ناز خری...
10 ارديبهشت 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودک من می باشد